السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)

66

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)

گروه اوّل طبيعت قلم را اصل تحقّق آن مىدانند كه چيزى به نام « وجود » بر آن عارض شده است و لذا مىگوييم « قلم موجود است » و از همين رو اساساً با دفتر و انسان تفاوت دارد در حالى كه گروه دوم مسأله را بر عكس مىدانند و معتقدند اگر وجود قلم نمىبود اين پديده هيچ‌گونه طبيعتىنمىداشت ، بنابراين اصل قلم وجودآن است و مسأله طبيعت آن بعداً ظهور مىكند و بر اين اساس قلم و دفتر يك شىء اند كه به دو نوع شىء تقسيم شده‌اند كه گاهى اين نوع سطحى به نظر مىرسد ولى هنگام دقّت عميقتر از آن چيزى است كه ظاهراً به نظر مىرسد ، زيرا معتقدان به اصالت وجود بر « ذاتى بودن وجود » در اشياء تأكيد دارند در حالى كه معتقدان به اصالت ماهيّت به « عرض بودن وجود » باور دارند و اين هسته درگيرى ميان آنان است . امّا بيان مطلب : فرض كنيم در قلمىكه در دست‌داريم دو عرض متقابل مىيابيم‌كه هستىآن‌را به عنوان « قلم » تحقّق‌بخشيده‌اند ، اين‌دو عرض كدامند ؟ عرض اوّل - همان عدم است زيرا مكان ، زمان ، حجم ، وزن و . . قلم را محدود ساخته‌اند پس قلم تنها در يك مكان وجود دارد و در مكان ديگر وجود ندارد چنانچه در يك زمان معيّن وجود دارد پس در زمان ديگر وجود ندارد و وزن و حجمى معيّن دارد پس فاقد وزن و حجمهاى ديگر است . قلم در كنار عدم صفت وجود در مكان ، زمان ، حجم و وزن را نيز داراست .